به نظر شما خانکی ها با زبان محلی به این کلمات چی میگن؟ سبز؟ آبی ؟ ابر یا هوای ابری ؟ برف و باران ؟

باز دلتنگتم عزیزم… کاش میشد این دلتنگی رو زندانی کرد تا دیگه نتونه به سراغ کسی بره و ناراحت و غمگینش کنه. اما… اما غافل از این هستیم که ما خودمون دلتنگی رو زندانی کردیم و … و افسوس از اینکه دلتنگی در دلهایمان زندانی شده است… و همیشه دلتنگیم…

می خواست برود، ولی چیزی او را پایبند کرده بود. می خواست بماند، ولی چیزی او را به سوی خود می کشید. می خواست بنویسد، قلمی نداشت، می خواست بایستد، چیزی او را وادار به نشستن می کرد.می خواست بگوید، لبان خشکیده اش نمی گذاشتند. می خواست بخندد، تبسم در صورتش محو می شد. می [...]

روزی کسی به خیام خردمند ، که دوران کهنسالی را پشت سر می گذاشت گفت : شما به یاد دارید دقیقا پدر بزرگ من ، چه زمانی درگذشت ؟! خیام پرسید : این پرسش برای چیست ؟آن جوان گفت : من تاریخ درگذشت همه خویشانم را بدست آورده ام و می خواهم روز وفات آنها [...]

از رفتگر محله عیدی بگیرید. گربه تون رو مداماز پشت بام به پایین پرت کنید تا پروازکردن یاد بگیره. سی دی قفل دار رو بشکنین تا قفلش باز بشه. جوراب‌های کثیف رو به پره‌های پنکه ببندید و پنکه راروشن کنید. با هندوانه یه قل دو قل بازی کنین ! به دوست دکترتون بگین : مرض [...]

خدای من آنقدر بخشنده و کریم است که بخاطر یک روژ لب مرا باز خواست نمی کند خدای من آنقدر بخشنده و کریم است که بخاطر یک آرایش دخترانه مرا باز خواست نمی کند خدای من آنقدر بخشنده و کریم است که بخاطر بیرون آمدن موهایم از کنار شال مرا باز خواست نمی کند خدای [...]

می‌نوشتم عشق دستم بوی شبنم می‌گرفت آهِ حوای درون دامان آدم می‌گرفتمی‌نوشتم شعر یک توده شقایق بود و آهآشنا دستی ز دست باد مریم می‌گرفتمی‌نوشتم شاعری سر در گریبان غروبیادگاری می‌نویسد، عشق ماتم می‌گرفتمی‌رسیدم تا لب دریا نگاهم بود و موج انتشار آبی امواج را غم می‌گرفتمی‌گذشتم از گلاب کوچه‌ی اردیبهشتبوی گل‌های اشارت در پناهم می‌گرفتبا [...]

                                 گوسفند در اصل به موجودی پشمالو و بی نزاکت گفته می شود که اندک زمانی است پایش را در شهر گزارده ۱- هوی گوسفند چه خبرته؟!؟!گوسفند در اصل به موجودی پشمالو و بی نزاکت گفته می شود که اندک زمانی است پایش را در شهر گزارده (همون دهاتی) ولی ما امروزه به رانندگانی [...]